تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - سرنوشت شوم یک امپراتور ( ناپلئون بناپارت )
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

سرنوشت شوم یک امپراتور ( ناپلئون بناپارت )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 11 خرداد 1394-11:00 ق.ظ


سخنان ناپلئون بناپارت, جملات قصار, سخنان بزرگان


ناپلئون یکم یا ناپلئون بناپارت (به فرانسوی: Napoléon Bonaparte) (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی)، نخستین امپراتور فرانسه (در سال‌های 1804 تا ۱۸۱۵ میلادی) بود. 

وی، در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد، سه خواهر و چهار برادر داشت. زمانی که کرزیکا توسط جمهوری جنوا(حکومتی ایتالیایی) به فرانسه واگذار شده بود.. در آن زمان، این جزیره، جزء حکومت جنوا (واقع در جنوب فرانسه و غرب ایتالیا ایتالیای امروزی) بود. اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. یعنی اگر ناپلئون یک ماه زود تر بدنیا می امد ملیتش ایتالیایی میشد. 

ناپلئون  در جوانی بدلیل بیکاری و فقر به دانشکده افسری رفت و استادان او دانشمندان و ریاضی دانان بزرگی مانندلاپلاس بودند نخست در مارسی افسر ارتش بود و هنگامی که انگلیسی ها قلعه تولون را در بندر مارسی اشغال کرده بودند او با شجاعت و دلیرانه به شدت قلعه تولون را سرکوب کرد او در جنگ تولون فرمانده جنگ نبود و فقط فرماندهی یکی از دسته های چند صد نفری ارتش را بهده داشت ولی بدون اجازه گرفتن از فرمانده ارتش و بدون ترس از (اعدام) این حرکت را انجام داد

 در ۲۶ سالگی و زمانی که انقلاب فرانسه پیروز شده و حکومت جدیدی بر پایه خواسته های مردم شکل گرفته بود از سوی رهبران انقلاب فرانسه مامور حفظ نظم و ایجاد حکومت نظامی در پاریس شد.


در سال 1796 اتریش به المان و شمال ایتالیا حمله کرد و انجا را از دست فرانسه خارج نمود که موجب عصبانیت شدید مردم فرانسه شد(اتریش به این دلیل این کار را کرد چون حکومت جدید فرانسه بدلیل تازه تشکیل شدن قوای نظامی قدرتمندی نداشت و اتریش از این موقعیت سو استفاده کرد) در این زمان بود که ژنرال ناپلئون دی بوناپارت با ارتشی حدودا 20000 نفر به شمال ایتا لیا حمله ور شد و در جنگ های لودی(Lodi)و ارکول(Arcole) به شکل هنرمندانه ای ارتش اتریش را شکست داد که چند برابر او بودند و انها را تا دروازه های وین(پایتخت اتریش) عقب راند و تاپایان سال 1796 شمال ایتالیا و قسمتی از خاک اتریش را تصرف کرد.

 در این زمان بود که شکوه و عظمت ژنرال فرانسوی را در اغوش گرفت او به چنان قهرمان و الگوی افتخاری برای مردم فرانسه تبدیل شد که حکومت مرکزی مجبور شد او را تام الاختیار کند.


در سال 1798 به مصر رفت و حکمت مصری ها که در دست پادشاهان مملوک بود در جنگ اهرام ثلاثه(Pyramids) بیرون اورد ژنرال تصمیم داشت به سمت هند برود و خاور میانه برود اما نیروی دریایی او بدست هوراسیو نلسون فرمانده نیروی درایی بریتانیای کبیر در دریای نیل نابود شد. علت آمدن نیروی دریایی بریتانیا به نیل این بود که انها فکر میکردند ناپلئون قصد دارد با نیروی دریایی خود از سمت غرب دریای مدیترانه و سپس اروپای مرکزی را دور زده و به بریتانیا حمله کند بدین ترتیب نقشه های ناپلئون در مورد حمله به هند و خاورمیانه هم لغو شد .

او در سال 1800 به مصر بازگشت. . . در بازگشت به فرانسه با کمک دو برادر خود لوسین و ژوزف مجلس را منحل کرده و خود را امپراتور نامید.

او پس از بازگشت دید که اتریش هوس کرده دوباره ایتالیا را تصرف کند به همین دلیل درنبرد اتریش (Austuritlz) به اتریش و متحد او یعنی روسیه شکست سختی وارد کرد. در همین زمان بود که دوره صلحی در اروپا رقم خورد و تا سال 1805 اروپا در اسایش بود و در این زمان ناپلئون به بازسازی خرابی ها و تعمیر خسارت های جنگ های گذشته پرداخت.


 او در سال 1805 به اروپا اعلان جنگ داد و هلندو بلژیک قسمتی ازپروس، سوئیس و قسمتی از اتریش را ضمیمه خاک فرانسه کرد و با 500000 هزار نفر عازم روسیه شد و در جنگ بورودینو (Borodino) روسیه را شکست داد.

 اما وقتی به مسکو رسید دید که روس ها اذوقه ها و شهر را سوزانده و فرار کرده اند امپراطور نتوانست زیاد در انجا بماند. زیرا اذوقه و وسایل گرمایی کمی وجود داشت او با خفت عقب نشینی کرد و سربازان قدیمی که در جنگ ها ی بسیاری در رکاب او میجنگیدند مردند و از ان 500000 هزار نفر فقط 13000 نفر باقی ماند در این زمان روسیه و اتریش و پادشاهی ایتالیا که حکومتی مستقل در جنوب ایتالیا بود و پروس و سوئد با هم متحد شده و ارتشی بالغ بر 1 میلیون نفر را تشکیل داده و ناپلئون را در دشت لایپزیک در نزدیکی شهر برلین پایتخت پروس(المان قدیم) شکست دادند و او را به جزیره البا واقع در جنوب فرانسه در نزدیکی کرزیکا زادگاه ناپلئون تبعید کردند .

او پس از 10 ماه در انجا ماندن فرار کرد و به سوی پاریس حرکت کرد تا حکومت را دوباره پس بگیرد در راه امدن به پاریس یکی از ِژنرال های سابقش که به خدمت دولت جدید در امده بود سد راه او شد تا اورا گرفته و به پاریس تحویل دهد یا بکشد.

 فقط چند دقیقه مانده تا شروع جنگ فریادی به گوش رسید این فریاد بناپارت بود که گفت صبر کنید او جلوی سربازان سابقش امد و پیراهنش را پاره کرد و گفت من امپراطور شما هستم ایا کسی هست که بخواهد امپراطورش را بکشد. در همین زمان بود که خون سربازان به جوش امد و اسلحه هایشان را انداخته و فریاد زنده باد امپراطور سر دادند .

او سپس حکومت را پس گرفت در این موقع کشور های اروپایی پیامی دادند که متن ان اعلان جنگ بود شعار انها این بود ما با فرانسه جنگ نداریم بلکه با ناپلئون جنگ داریم تا او زنده است ما نمیتوانیم با اسایش بخوابیم اما مردم و مقامات فرانسه از ته دل به امپراطور عشق می ورزیدند نه تنها او را تحویل ندادند بلکه از او حمایت کرده و منتظر بودند تا امپراطور به انها دستور بدهد.

 در این موقع بریتانیایی ها ارتشی بالغ بر 80000 نفر را به فرماندهی ارتور ولزلی(دوک ولینگتون) که فرماندهی بسیار شجاع بود عازم شمال فرانسه در منطقه واترلو کردند و پروس ها هم به فرماندهی امپراطورشان گبهارد فان بلوشر که تعداد انها حدودا 87000 نفر بود به سمت بلژیک حرکت کردند تا با ارتش ولینگتون ادغام و با اتحاد ناپلئون را شکست بدهند.

 در این زمان بناپارت ارتش فرانسه را که حدودا 120000 هزار نفر بودند را به سمت بلژیک راند تا مانع از ادغام دو ارتش بریتانیا و پروس شود او موفق شد این کار را انجام دهد و در لینی(Ligny) ارتش پروس را در هم شکست .

از ان 87000 هزار نفر فقط 30000 نفر باقی ماند (بفیه کشته زخمی و فرار کردند) ولینگتون که این خبر را شنید با نا امیدی در مناطق مرتفع موسوم به مون سن ژان (mount sainte jean) در کنار زمین های زراعی و خانه کشاورزان انجا سنگر گرفت .

 ناپلئون که پروس را شکست داده بود و از پروس ها فقط 30000 نفر بافی مانده بودند گریخته و به طرف شمال رفتند .ناپلئون یکی از ژنرال های خود را به نام گروشی(Grouchy) را برای تعقیب انها فرستاد و تاکید کرد تا نابود کردن انها از تعقیب دست نکشند و با خیال راحت به سمت واترلو رفت تا ولینگتون را شکست دهد اما شب قبل از جنگ باران شروع به باریدن گرفت و حرکت و شلیک توپ ها را با مشگل بزرگی روبه رو کرد زیرا باروت خیس کار نمیکند و خراب میشود.

در ساعت 11 ظهر است دو ارتش بریتانیا و فرانسه در مقابل هم قرار گرفته اند سمت چپ میدان جنگ را چندین خانه کشاورزان وجود دارد که به ان هوگومونت میگویند(Hougoumont)که موضع مناسبی برای دفاع می باشد و بخشی از قوای انگلیس در ان سنگر گرفته اند. 

قسمت مرکزی میدان جنگ را چند ردیف بوته قرار دارد(lay hay saint)که بخشی از سربازان انگلیسی در پشت تکه چوب های تیزی که در زمین فرو رفته اند و برای مانع شدن از حمله سواران فرانسوی تعبیه شده است، سنگر گرفته اند.

 سمت راست میدان چند خانه مخصوص کشاورزان وجود دارد(papelotte) که سربازان انگلیسی در ان نیستند و ناپلئون ان را بهترین موضع برای حمله می شمارد . با فریاد امپراطور جنگ شروع میشود مارشال نی دلیرترین فرمانده ناپلئون که فرمانده سواره نظام است، شروع به حمله به مرکز سپاه دشمن که از انگلیسی ها و اسکاتلندی های خشن تشکیل شده بود ،می کند.

 توپخانه جناح چپ ارتش بریتانیا را هدف میگیرد . نیم ساعت از جنگ میگذرد ساعت 11:30 هست ژنرال گروشی که در تعقیب بروشر است ، صدای غرش توپ ها را از منطقه واترلو می شنود. یکی از ژنرال ها به نام ژرار اصرار میکند که دست از تعقیب بروشر برداشته و از میان دشت به سمت ناپلئون رفته و به کمک او بشتابند.

 در همین زمان بروشر ارتش باقی مانده پروس را به چندین قسمت تقسیم کرده و به واترلو می فرستد تا با کمک ولینگتون ناپلئون را شکست دهند .یکی از این دسته ها در راه با گروشی برخورد کرده گروشی او را شکست داده و به استراحت می پردازد و می گوید فردا به ناپلئون خواهیم پیوست .

غافل از اینکه ارتش پروس در حال پیوستن به ولینگتون است و او در حال استراحت است. ازآن سمت مارشال نی با دلیری بی همتایش قسمت مرکزی میدان جنگ که در دست بریتانیا بود را می گیرد(lay hay saint)  و صف های انگلیسی را یکی بعد از دیگردی می شکافد و فراری می دهد.

 او با کمبود سواره نظام روبه رو شده از ناپلئون درخواست سواره نظام می کند. ناپلئون نیز اخرین دسته های سواره نظام خود ملقب به میلو را به کمک او می فرستد. دیگر چیزی به پیروزی نمانده ارتور ولزلی(دوک ولینگتون) سربازان را به زور تهدید در صف ها نگه داشته اکثریت در حال فرارند مارشال نی خیلی به ولینگتون نزدیک شده، دیگر چیزی نمانده !

ناگهان . . . صدای فریاد چندین هزار نفر از سمت غرب منطقه واترلو به گوش رسید پروس ها بی مهابا به فرانسویان حمله کردند. انگلیسی ها از حالت دفاع به حمله روی آورده بخشی از ارتش پروس به سمت ناپلئون می دوند.

 25000 هزار نفر از گارد محافظ با دیدن این صحنه سریعا دور امپراطورشان ارایش مربعی گرفته و مانع از کشته شدن ناپلئون شدند. ارتش فرانسه فلج شده و ترس و وحشت در میان سربازان فرانسوی موج می زند ارتش فرانسه درهم شکسته و همه می گریزند. 

گفته اند:

فقط یک نفر باقی ماند و به جنگیدن ادامه داد و او مارشال نی بود .انگلیسی ها او را گرفته و در دادگاه نظامی محاکمه کردند. او در دفاع از خودش فقط یک کلمه گفت : هر فردی وظیفه داد برای کشورش بجنگد .

 سپس او به اعدام محکوم شد. ناپلئون نیز با وجود اصرار های زیاد مردم مبنی بر ماندن در مقام امپراطوری و با قول حمایت کردن از او و دوباره جنگیدن این کار را نکرد و خودش را به یک کشتی انگلیسی تسلیم کرد.

 شکست و کشته شدن سربازان با وفای او که از 20 سال پیش با افتخار برای او می جنگیدند ، افسردگی شدیدی در او ایجاد کرد و دائم برای سربازانش اشک می ریخت. او خود را به انگلیسی ها تسلیم کرد به امید اینکه انها پیشنهاد او را مبنی بر زندگی کردن در شهر لندن می پذیرند اما کشتی انگلیسی به محض ورود به لندن به او اعلام شد که نباید این موجود جنگ طلب وارد انگلیس شود !

 پس از تشکیل جلسه ای نتیجه این شد که او را به جزیره ای در دریای اطلس به نام هلن مقدس(saint helena)  تبعید شود. او در سنت هلن، بسیاری خاطرات و افتخارات خود را همراه با سربازان با وفای خود به یاد می آورد.و....

  او در سن 52 سالگی و در سال 1821 به علت شرایط بد جسمانی و بیماری درگذشت و جسد او پس از چندین دهه بوسیله کشتی ای به فرانسه بازگشت و با استقبال بی نظیر مردم فرانسه روبه رو شد.

 میلیون ها نفر از مردم فرانسه که قلبشان برای این امپراطور رویایی می تپید، برای استقبال آمده بودند که این نشانه محبت و عشق قلبی مردم فرانسه به ناپلئون دی بوناپارت است. 

این است سرنوشت مردی که زیاد می خواست. همه چیز را می خواست. یاد و خاطره او برای همیشه در قلب مردانی که برای افتخار می جنگند باقی خواهد ماند. . .


بنا به گفته مورخان، بزرگ‌ترین اشتباهات ناپلئون  عبارتند از :


1- تسخیر اسپانیا،یار دیرین و متفق ناپلئون که در جنگ‌ها وی را یاری می‌نمود.


2-  لشکرکشی به روسیه بود که موجبات ضعف وی و کشته شدن بسیاری از نیروهای ارتش وی و نیز نارضایتی فرانسویان را فراهم آورد. 

3-ناپلئون همراه با ایرانیان یک معاهده را امضاء نمود که از خاک ایران برای تسخیر هند استفاده کند، در مقابل برای برگرداندن قفقاز (دربرگیرنده گرجستان) به ایرانیان کمک کند. او به گفته‌های خویش عمل نمود و ارتش ایران را آموزش نظامی می‌داد، و برای آنها توپ‌های متحرک و تفنگ‌های باروتی از فرانسه وارد نمود. اما پس از امضا عهد نامهٔ صلح تلیست با الکساندر اول ملقب به تزار، امپراتور روسیه  ، از کمک به ایران در جنگ با روس ها  سر باز زد و فتحعلی شاه قاجار بعد از خیانت وی به بریتانیا متوسل شد.


شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد ناپلئون از سنت هلن نیز فرار کرد و در میان مردم به طور مخفی زندگی کرده و در صدد بود تا پسرش را به قدرت برساند که بر اثر گلوله نگهبانی که او را نمی‌شناخت کشته شد.

 

                                                          - بر گرفته از کتاب تاریخ ویل دورانت



نوع مطلب : چهارشنبه خاتون  تپه شیزر  شعبان بابا اولادی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
chaturbate com hack
دوشنبه 13 شهریور 1396 10:52 ب.ظ
Hi, Neat post. There's a problem along with your website
in internet explorer, might check this? IE nonetheless is the market
leader and a good component to people will pass over your excellent
writing due to this problem.
http://vicentachatcho.blogas.lt
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:53 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this blog before but
after checking through some of the post I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely glad I found it and I'll be book-marking and
checking back often!
What do you do for a strained Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
Wow, this paragraph is pleasant, my younger sister is analyzing
such things, so I am going to convey her.
Candelaria
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:08 ق.ظ
Can you tell us more about this? I'd want to find out more details.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر