تبلیغات
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر - مطالب تپه باستانی خندا
ایران ، ،تاریخ و فرهنگ ، تات ، تاکستان ، تاتی ، چهره های تات ، هنر

گلبرون : محله های قدیم تاکستان (سیادن پیشین )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-07:05 ق.ظ

شهرکهن و تاریخی تاکستان در طی روزگاران پر فراز و نشیب خود ،با نام سیادن ، رویدادهای تلخی و شیرینی بر خود دیده است .در این میان آنچه که از گذشته باقی مانده است ،چون کوچه ها ،محله ها ،بقعه ی پیر ،تپه های باستانی خوله کو،خندا،قرق ،اک ،...و قلعه ی دختر، حمام و مسجد عباسی ،ساختمان شاهی ،ساختمان مدرسه ی خیام و... یاد آور تاریخ و فرهنگ این دیار در گذشته است.
دراین گفتار:
 به بیان  نام محله های قدیم با ذکرمعنا و ریشه های تاریخی آن و بیان ویژگی های دیگر می پردازیم.

تاکستان :

 تاک : درخت مو ،انگور +ستان : پسوند مکان،
تاکستان = باغ انگور ،شهر انگور، شهری کهن در 180 کیلومتری شمال غرب پایتخت ایران ،تهران

سیادن :

 سیادن ، سیاده ، ساده ، سیادهان ، سیادهن بر وزن رودهن و بومهن ،سه دهان دگرگون شده ی سه دژان ،سرزمینی که در عصر ماد ها در میانه و مسیر سه دژ ، کهن دژ ،دریدژ ،ایدژ
قرارداشته است.

قاراباغی را :

قراباغی: روستای قره باغ +را : راهی که به آبادی قره باغ میرسد.
 راه ،جاده ای قدیمی که از میدان تاریخ در کنار بنای پیر آغاز شده و از آسیا را گذشته وبه سوی شمال وشمال غربی امتداد می یابد و پس از گذشتن ازکنار سلاخ خانه قدیم و اداره آب کنونی و خط راه آهن(زیر گذر کنونی)بسوی میدان و بلوار بهشتی فعلی ادامه یافته و به جاده قدیم زنجان (رجایی فعلی )می پیوندد. این جاده پس از گذشتن ازجاده کمربندی و نیز اتوبان بهسوی شمال غربی ادامه یافنه و به روستای شینین و قره باغ و....می رسد.در قدیم مسافران  ازهمین جاده به زنجان و...می رسیدند.

خنداق:

خندا، خنداب ،دگرگون شده ی کندک +آب ،کانلی که در گذشته در مسیر هجوم دشمن میکندند و آب در آن جاری می کردند.
 نام محله ای قدیمی در ناحیه جنوب غربی تاکستان امروز، و نیز نام تپ های باستانی در جنوب شرقی تاکستان و نیز نام امامزادهای در همان حوالی

آسیارا :

آسیا : آسیا ، آسیاب +را :راه ،راهی که به آسیاب میرسد. در این جاده چند آسیاب  آبی مشهور قرار داشت که مردم گندم یا جوی خود را در آنجا به آرد تبدیل میکردند.

اکه را :

 اک +ه+را :راه اک ،راهی که از میدان قدیم بسوی جنوب ادامه می یابد و به روستای اک می رسد.
دراین مسیر جاده دیگری  از جلوی مسجد چهارباغ اندکی به سمت غرب رفته و پس از گذشتن از کنار آرامگاه قدیم وجدید به سوی جنوب ادامه می یابدو به روستای اک و قرقسین  سپس به محمود آباد و شارین، اسفرورین ،شال ، خوزنین ، خیارج ،دانسفهان ،ابراهیم آباد ،سگزآباد،بویین،ساوه ،سه راه سلفچگان ،اصفهان ،شیراز میرسد.

خرامباده را :

 خرامباد : خرم آباد + را :راه ، راهی که از جنوب تاکستان ،حوالی سردارجنگل آغاز وبه سوی روستای خرم آباد ادامه می یابد و پس از گذشتن از رود ها و نهر ها و باغ ها و کشتزار های گوناگون ،از جنوب تپه باستانی خندا بسوی روستای دیال آباد و احمدآباد،سعید آباد،ارداق ،شاهین تپه و...ادامه مییابد.

تپی سر :

 تپی+سر =سر تپه،نام محلی قدیمی که روی تپه ی باستانی خله کو قرار داشت.
تپه ی خله کو در زمینی لوزی شکل در جنوب تاکستان و در محدوده ی خیابان سینمادرشمال ،میان قدیم و خیابان رنگرزان و مسجد رنگرزان درخاور ،رود خانه ی ابهر رود،میدان تاریخ و بنای پیردر جنوب ،میدان تختی و خیابان تاریخ در باختر قرار دارد.

دویار را:

دویار را =دویار+را : یا بقول قدیمی ها دویالورا :راهی که به آبادی دیال آباد می رسد . نام محله ای قدیمی در ناحیه ی جنوب خاوری تاکستان که ازجنوب خاوری تپه خله کو آغاز و تا چند کیلومتر ادامه دارد. انتهای این جاده که روزگای جاده شاه خوانده می شد به دیال آباد و احمد آباد و ارداق  شاهین تپه و...ودر نهایت ابراهیم آباد و سگزآباد می رسد.یک شعبه از ابهر رود در محله دویاررا جاری و باغ ها و کشتزار ها را آبیاری می کرده است.

شر را:

شر را: شر+را=شهر+راه ،راه شهر ،راهی که بسوی ری،قزوین ، تهران  ادامه می یافته است. نام محله ای قدیمی در جنوب شرق تاکستان .یک شعبه از ابهر رود، دراین ناحیه جریان داشته است.

 قلی پرون :

 قلی + پرون = جلوی قلعه  ، محله ای که در روبری قلعه ای قدیمی قرارداشت.

پرون قله:

 پرون + قله =پروین + قلعه  ، قلعه ی پروین یکی از آثار قدیمی تاکستان است که شور بختانه به دلیل عوامل طبیعی و رویداد های غیر طبیعی ،امروز اثری از آن بنا دیده نمی شود .تنها تپه ای که بعدها حمام و مسجد دینی بک ،شهره به دینی سلطان ، حاکم تاکستان در دوره دوره قاجا ر بر روی آن بنا شد،باقی مانده و خاطرات غبار گرفته کهن سالان  که یاد آور این قلعه است.

سردار جنگل:

 نام محله است که از سوی جنوبی تپه باستانی خله کو آغاز و از تلاقی با چند محله قدیمی ،چون دره محله ، اکه را ،ترکی دره  بسوی خراباده را : راه  خرم آباد ادامه می یابد .

دره محله :

دره +محله :محله ای که نسبت به محله های دیگر در سطح پایین تری قرار داشت و سایر محله نسبت به آن در سطح بالاتری دیده می شدند به همین خاط بآن محله ی دره یا همان دره محله می گفتند . این محل نیز در سوی جنوب خاوری تپه خله کو دارد . از ابتدای محله سردار جنگل اغاز و درموازات محله دویاررا ،  بسوی خاور تاکستان ادامه می یابد.

ترکی دره :

ترکی +دره =دره ترکی ،محله ای که  در سطح پایین تری ، نسبت به سایر محلات قرار دارد.   دره ای که گروهی از ترک های مهاجر از تبریز در آن جا ساکن شدند ، به همین خاطر به ان ترکی دره می گفتند.

سنگل :

سنگل = سنگر ، محله ای  که  در ناحیه ی شمالی تپه خله کو  قرار دارد و بسوی شما ل تاکستان ادامه می یابد تا مسیر خط راه آهن سراسری که در دوره رضا شاه پهلوی ،از باختر به خاور کشیده شده است.

شاعباسی گرمو :

 شا + عباسی +گرمو = گرمابه شاه عباس بزرگ صفوی که به دستور او  بر روی تپه ی باستانی خله کو  بنا شده بود و تا یکی دو دهه پیش دایر بود .امابجای ترمیم و بازسازی تخریب گردید... !!!

شاعباسی مچد:

 شا +عباسی + مچد = مزگت ،مسجد شاه عباس صفوی که به دستور او بر بلندای تپه ی خله کو ساخته شد. این بنا  در یکی دو دهه اخیر بجای ترمیم و باز سازی ویران شد... !؟؟                   بجای ان بنا  مسجد دیگری ساخته شد که به هیچ وجه ارزش تاریخی بنای پیشین را ندارد.

بنای پیر تاکستان :

کنه پیر:کهنه پیر ،پیر کهن ،بنای کهن  و تاریخی که در ناحیه ی جنوب باختری شهر تاکستان و جاده موسوم به آسیا را قرار دارد. گفته می شود این بنا به جهت معماری و استحکام بنا به دوره سلجوقی متعلق است اما شواهدی در دست است که بنا را دست کم به دوره ساسانیان مربوط می سازد. از جمله سفال های  بدست آمده در حفاری های هیات باستان شناسی آلمانی ، و گروه روسی و ... و نشان راز امیز گردونه مهر یا همان چلیپا  و ثبت بنا در قرن ها ی 1 ،2 ،3 ، 4 ، 5 ، 6 ،7  و شو اهد دیگر .  انچه که مورد پذیرش است انست که این بنا  در دوره های سلجوقی ،صفوی ، پهلوی مورد مرمت و باز سازی قرا گرفته است .

تازه پیر :

بنای دیگری در  جنوب باختری پیر کهن ،وجود دارد که عمر چندانی ندارد اما به جهت نزدیکی به پیر کهن  و به حرمت نام آن از سوی مردم به تازه پیر شهرت یافته است . پیر جدید آرامگاه است.

رنگه رزون مچد:

رنگ +ه+رز+ون +مچد = مسجد رنگرزان  یامسجد صباغان که عربی شده رنگرزان است . شاید نامی دیگر هم یافته باشد. این مسجد به نام بانی آن حاج حیدر رحمانی شهره به حاج حیدر رنگرز و جدش علی اکبر رنگ رز مشهور است .زیرا که ایشان در کا رنگرزی بوده اند. مردم شهر، علیرغم تغییرات نام از سوی سیاسیون و دیگر عوامل شهری و دولتی ، هنوز  هم  این مسجد را به نام  مسچد رنگرزان می شناسند.
ای کاش برخی بدانند که تاریخ و فرهنگ مورد پذیرش مردم را نمی توان تغییر داد و این کاری بیهوده است .و...

دمون: میدان قدیمی و مرکزی شهر که در ناحیه  جنوبی جنوبی قرارد دارد. زمانی که رو ستای کوچکی بود،به ان دمون می گفتند .یعنی میانه و مرکز ابادی . این نام هنوز باقی است.

سینما خیاون :

  خیابان سینما ،در این خیابان و خیابانی در سوی خاوری تپه ی باستانی خله که با میدانی قدیمی اما کوچک به هم پیوند می یابند، چند ساختمان سینما وجود داشت.
نخستین سینما :
 در محل پاساژ سه ستاره کنونی قرارداشت. در کنار این سینما آسیابی هم فعالیت می کرد.اکنون از هیچ کدام ار آنها خبری نیست .
سینمای دوم:
 در  نبش کوچه ی موسوم به ارژنگ قرا داشت .ساختمان عکاسی ارژنگ نیز به مدیریت آقای
مهدوی  در اغاز همین کوچه که به بالای تپه خله کو و حمام ومسجد شاه عباس صفوی راه داشت ، درست روبروی سینما قرار داشت. این سینما در دو طبقه و سقف شیروانی داشت  و من نخستین فیلم  دوره نوجوانیم را در این سینما دیدم . یادش بخیر چه صفایی داشت . فیلم هیولا باشرکت رضا بیک ایمانوردی و...
 این ساختمان با تغییرات اندکی به فروشگاه عرضه مبل و...تبدیل شده است.
سینما سوم :
 سینما آریا ،ساختمان این سینما در ضلع جنوبی خیابان سینما و شمال تپه باستانی ،در نزدیکی درمانگاه شیروخورشید و نرسیده به میدان تختی کنونی قرار داشت. این سینما تا سال ها پس از انقلاب 57 دایر بود و مالک ان فردی به نام چنگیز بود که سینما دار مشهوری بود و افزون بر این سینما ،مدیریت سینمای قزوین و یکی و دو سینما در تهران را بر عهده داشت.
با تغیرر مالکیت به نام فردی به نام خسرو رحمانی که پیشتر در کار بوتیک ولباس بود، این سینما مدتی به کار ادامه داد اما چند سال بعد،به دلایل چندی ، سینما تعطیل و به شخص دیگری واگذار شد.در نهایت فرد آخر آقای جعفر طاهرخانی،از وابسته های نظام کنونی،  در ساختمان تغییر کار بری داد و  آنرا در صنف های گوناگون به اجاره سپرد.
بدین ترتیب این موسسه ی فرهنگی که می توانست در زمینه های گوناگون در رشد و توسعه فرهنگی و آگاهی بخشی جوانان و نوجوانان و... موثر باشد و اوقات فرغت  جوانان را پر کند ،در برابر سکوت و بی توجهی مسوولان  به کلی تعطیل و از میان رفت !!!


جادی سر :

سر جاده ،نام محله ای بوده است .تمام خانه ها و ساختمان های این ناحیه را جادی سر میگفتند.نخستین جاده شهر که ازغرب به شرق کشیده شده بود.

 راسر ،رامسر :

را+سر ، رام +سر : سر راه ، سر راه من ،سر خیابان ،نام شهری در شمال به همین معنا و مفهوم.

خط سر :

 سر خط ،سر خط راه آهن ، بالای راه آهن ، به ناحیه مسکونی بالای راه آهن نیز گفته می شد.

خط بخ  ، خط جیر :

 بیخ خط،زیر راه آهن ،پایین تر از راه آهن ،و نیز نام منطقه ی مسکونی

کنه یخه چاله :یخچال کهنه و قدیمی ،این یخچال در شمال جاده ی تهران زنجان،بالاتر از شرکت سیلوی تاکستان و در نزدیکی شرکت دانه تاک قرار داشت و با آب کاریز خدایاری پر می شد و مردم ازیخ آن در فصل گرما بهره برداری می کردند.

تازه یخه چاله : یخچال تازه ،این یخچال در خیابان یخچال ،فلاحی جنوبی امروز ،مقبل مسجد و در محل دبیرتان دخترانه ی فعلی قرار داشت که با دستور رضا شاه وبا تلاش کارگران محلی وسرپرستی تعدادی از نیروهای ژاندارمری وقت ساخته شده بود.درهای ژرف که از طریق چندین پله به درون آن راه داشت و اطراف آنرا دیوارهای بلند احاطه کرده بود.این یخچال نیز با آب کاریز خدایاری مشروب می شد.نویسند خود در ایام کودکی شاهد حضور مردم در فصل گرما در این ناحیه و خرید یخ از سوی مردم بوده است.

رزه را :

راه رز ، راهی که باغ ها ی انگور می رسد. کنایه از راه بسیار نزدیک نیز می باشد.

جادی آ دیم:

آن سوی جاده ،آن طرف خیابان

جادی ام دیم :

این سوی جاده ،این ور خیابان

گلبر :

گله+بر،آستان در،جلوی در ورودی ،کوچه ،گذر ،محل آمدو شد مردم

دمبر :

دم +بر ،دم در ،آستانه ی در ،جلوی در خانه

ترون را:

راه تهران ،جاده ای که بسوی ری وتهران می رود

زنگون را : 

راه زنگان ،راه زنجان ،جاده قدیم تاکستان به زنجان

همدون را:

راه همدان ،جاده همدان ،جاده قدیم سیادن به هگ مک تانا (هگمتانه)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد های جهان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-09:06 ق.ظ

- نژاد زرد پوست:


یکی از دسته‌های بزرگ و عمده انسان‌هاست که خاستگاه آنها آسیای شرقی است.

 نژاد زرد به نژاد آسیایی و مونگولوید ، مشهور است.

 واژه ی  مونگولوید  رامی‌توان در فارسی نو به  مغول‌سان برگردانید.

 در فرهنگ عامه ایران ، این نژاد را چشم‌بادامی می‌خوانند.

ویژگی های فیزیکی نژاد زردپوست :

اندام مردمی که از نژاد زردند ، کوچک‌تر از اندام دیگر نژادهاست.

آنها تنی کم‌مو دارند و موهایشان نیز بیشتر لَخت است.

 ایشان دارای نیروی بدنی کمتری در سنجش با دیگر نژادها هستند ولی چابُکند.

شمار زیادی از مردم مغولسان دارای لکه بزرگی بر روی پوست خود هستند که در اصطلاح پزشکی لکه مغولی نامیده می‌شود.

گستره و پراکندگی نژاد زرد :


 همه آسیای شرقی را نژاد زرد در بر می‌گیرد. 

با تازش ترکان و مغولان به دیگر سرزمین ها پراکندگی آنها به آسیای غربی و اروپا هم کشید.

همچنین کوچ مردمانی که امروزه سرخ پوست خوانده می‌شوند در هزاران سال پیش به پراکندگی این نژاد در قاره ی آمریکا یاری رساند. 

برخی از آنان در سده‌های پیش حتی توانستند خود را به جزیره‌های دور دست دو اقیانوس  هند و  آرام برسانند. 

در آفریقا این نژاد تنها با آمیزش با سیاهان ماداگاسکار توانست رخنه کند.



- نژاد سپید (سفید پوست) :


سفیدپوست، واژه ای است برای مجموعه گروه‌هایی از انسان‌ها است که به عنوان استعاره‌ای از نژاد به کار می‌رود.

بسته به پیش زمیه ی جغرافیایی و تاریخی، تعریف «مردم سفیدپوست» متغیر است.

 سفید پوست بیشتر به مردم اروپایی تبار اطلاق می‌شود.

  این مفهوم با درجات متفاوت از رسمیت و سازگاری درونی در زمینه‌هایی گوناگون مانند جامعه شناسی،

 زیست شناسی، ژنتیک، پزشکی، زبان ،فرهنگ، حقوق و...به کار رفته است.

برخی بر این باورند که ریشه ی  انسان از آفریقا است .در آغاز همه انسان‌ها موی سیاه و چهره‌ای نسبتاً تیره داشته اند.

. پوست و موی مردم اروپا نیز در آغاز مانند دیگر مردم جهان تیره بود.

 یکی از نظریه‌ها برای توضیح سفید شدن پوست و زرد شدن رنگ مو در مردم شمال اروپا که در میان دانشمندان پذیرفته شده به این صورت است:

در شمال اروپا به خاطر روزهای کم آفتابی میزان ویتامین دی که به پوست انسان می‌رسد کم است. 

پیش از آغاز کشاورزی در این مناطق، بیشتر تغدیه مردمان این نواحی گوشت دام و ماهی بود و ویتامین دی موجود در گوشت و ماهی کمبود این ویتامین در آفتاب شمالی را جبران می‌کرد و پوست مردم هم‌چنان تیره بود.

پس از آغاز کشاورزی، مقدار مصرف غلات در اروپا زیاد و مصرف گوشت و ماهی کمتر شد، درنتیجه بدن ساکنان این نواحی برای جبران کمبود ویتامین دی به مرور ملانین کمتری تولید کرد و پوست خود را سفیدتر کرد تا بدین وسیله به سنتز یتامین دی دریافتی از خورشید کمک کند.

 بنابر این چند هزار سال پس از سکونت انسان در شمال اروپا به مرور پوست این ساکنان از تیره به سفید تغییر کرد.

علت این‌که رنگ موهای مردم زردپوست نواحی شمالی ازجمله اسکیموها هم‌چنان سیاه مانده‌است میزان مصرف بالای ماهی در غذای این مردمان است.


-  نژاد سیاه پوست : 


عبارت سیاه پوست در محاوره و فرهنگ عامه به گروهی گفته می‌شود که پوست آنها تیره است. 

بیشتر به ساکنان بومی آفریقا، و نیز به آمریکایی های آفریقایی تبار یا کانادایی‌های آفریقایی‌تبار سیاه پوست

 گفته می‌شود.

معمولاً از عبارت سیاه‌پوست در مقابل   سفیدپوست  استفاده می‌شود.

۲۰۰ سال پیش در آمریکا سیاه‌پوستان مرجع خودشان را آفریقا می‌دانستند ولی در آفریقا مردم بومی


 خودشان را برپایه قومیت‌ها و جامعه‌های هم‌زبان تقسیم‌بندی می‌کنند نه بر پایهٔ رنگ پوست.


 آفریقایی‌تبارها بعد از انتقال‌شان به آمریکا به علت اینکه از مناطق و قومیت‌های متفاوت بودند و در آمریکای

 شمالی زندگی می‌کردند . در نتیجه فرهنگ خاص خود را به وجود آوردند مانند  کلیسای سیاهان.


 آنها بیش‌تر بر اساس مرجع‌شان که همان آفریقا بود و رنگ پوست‌شان شناخته می‌شدند. 


در نتیجه نام قبیله و زبان‌بومی‌شان تأثیری در تقسیم‌بندی آنها در آمریکا نداشت و به همه آنها به صورت کلی

 سیاه‌پوست گفته می‌شد.


در مقابل در مناطق مورد استعمار اسپانیایی‌ها و فرانسوی‌ها آن‌ها را بر پایه قبیله و قومیت طبقه‌بندی کردند.


امروزه در ایالات متحده آمریکا افراد با رنگ پوست سیاه کم‌رنگ تا سیاه خیلی پُررنگ و آن‌هایی که آلبینیسم


 دارند، زندگی می‌کنند .


 چون اکثر آنها متولد آمریکا هستند، استفاده از واژه آفریقایی مشکل‌ساز است، در نتیجه همگی را آمریکایی

 آفریقایی تبار می‌نامند.



ایرانیان آفریقایی‌تبار گروهی ازمردم ایران هستند که اصالت   آفریقایی داشته و در طی قرن‌های مختلف


 به ایران وارد شده‌اند.این گروه از مردمان بیشتر در استان‌های جنوبی ایران به سر می‌برند.

در متون فارسی  مانند  قابوس نامه اثر عنصر المعالی قابوس پسر وشمگیر،  از بندگان حبشی (اتیوپی

 امروزی)  سخن به میان آمده که در بازارهای ایران فروخته می‌شدند.

 شمار زیادی از این مردم ، بازماندگان بردگانی هستند که توسط تازیان تاجر برده به خلیج فارس آورده می‌شدند.

همچنین در دوره‌های بعدی پرتغالی ها  در سواحل ایران ، دست به تجارت برده می‌زدند.

این  برده های سیاه پوست بیشتر ، پانتو زبان و متعلق به شرق  آفریقا و از کشورهای   تانزانیا به ویژه زنگبار، مالاوی و   موزانبیک  بوده‌اند.

در نهایت در سال ۱۸۴۸  محمد شاه قاجار  تحت فشار  بریتانیا فرمان لغو برده‌داری را صادر نمود.


- نژاد سرخ پوست :


به بومیان قاره ی آمریکا سُرخ‌پوست گفته می‌شود. این ها از نژاد زرذ هستند ولی پیش‌تر می‌پنداشتند که

 یک گروه نژادی جداگانه‌اند. 

کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان  هندی اند، از این‌رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی ایشان را هندی

 می‌خوانند.

 گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندی‌های آمریکا می‌خوانند.

 آقای دکتر غلامحسین مصاحب در دایرهالمعاف فارسی آنان را «هندی‌شمردگان»،یعنی کسانی که هندی شمرده شده‌اند، می‌خواند.



جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نامهای برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. 

نامهایی چون: 

 «گاو نشسته»،

 «اسب دیوانه» 

و «خرس ایستاده»

از نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.


ورود سرخ‌پوستان به قاره آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. 


این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از  تنگه ی برینگ  وارد قارهٔ نو شده‌اند. 


در کرانه‌های کالیفرنیا جایمانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های  دانش باستان شناسی


نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد.


 زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سالهای برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و 


در سال 800 میلادی با تمدن مایا  به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

   

درسال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و  آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سال های درخشانی را بویژه در زمینه معماری و هنر تجربه می‌کنند.

با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری  کریستوف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان

 چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه درپی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت 


و به نابودی دچارشد.


 سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماری های  همه‌گیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند.



نوع مطلب : تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  جهان  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی تاتی مستند  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری نویسنده  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  بقعه  بقعه  بقعه پیر  سواستیکا  تاکستان قدیم  تاکستان قدیم  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  عباداله شقاقی  خندا تپه  صلیب شکسته  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  موقعیت تاکستان  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اندرز داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 خرداد 1394-02:27 ب.ظ

اینک که من از دنیا می روم، 25 کشور جزو امپراتوری ایران است.


 در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند.

 و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترام هستند . 

جانشین من ، خشایارشاه ، باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد.

راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و باور های آنان

 را محترم شمرد . 

اکنون که من از این دنیا می روم ، تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو 

می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. 

البته به خاطر داشته باش که تو باید به این حزانه بیفزایی ، نه این که از آن بکاهی ! 

من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که

 هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . 

مادرت،  آتوسا  بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . 

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم .

 من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم . 

چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال 

می ماند، بدون این که فاسد شود .
 
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یا سه سال کشور در آن

 انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری

 خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما . 

به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی

 شود . 

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار.

 برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست . 

چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع

 نمایند، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. 

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از

 نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی . 


اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند . 

ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی،

با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است 

مرتکبین فجایع را تنبیه کند . 

توصیه دیگر من به تو این است که:

 هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند .

بدون ترحم دروغگو را از خود بران. 

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن.

 برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را

 خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . 


افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند

 توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد

 و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله

 شکست خوردن تو را فراهم کنند . 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که

 فهم و عقل آنها بیشتر شود .

هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . 


همواره حامی کیش یزدان پرستی باش،
اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو

 پیروی نماید.

 پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد

 پیروی کند . 

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من

 بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، 

اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی

 که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز

 خواهی مرد. زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک

 خارکن . هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
 
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو

  غلبه نخواهد کرد.

 اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا

 این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. 

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، 

اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند،

 زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
 

هرگز از آباد کردن دست برندار
 !

زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری ،کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.

  قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . 

در آباد کردن ، حفرکاریز ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . 

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت . 

 عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد

 و تو عفو کنی،  ظلم کرده ای. زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . 

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که

 بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام .

 اینک بروید و مرا تنها بگذارید !   زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرنوشت شوم یک امپراتور ( ناپلئون بناپارت )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 11 خرداد 1394-11:00 ق.ظ


سخنان ناپلئون بناپارت, جملات قصار, سخنان بزرگان


ناپلئون یکم یا ناپلئون بناپارت (به فرانسوی: Napoléon Bonaparte) (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی)، نخستین امپراتور فرانسه (در سال‌های 1804 تا ۱۸۱۵ میلادی) بود. 

وی، در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد، سه خواهر و چهار برادر داشت. زمانی که کرزیکا توسط جمهوری جنوا(حکومتی ایتالیایی) به فرانسه واگذار شده بود.. در آن زمان، این جزیره، جزء حکومت جنوا (واقع در جنوب فرانسه و غرب ایتالیا ایتالیای امروزی) بود. اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. یعنی اگر ناپلئون یک ماه زود تر بدنیا می امد ملیتش ایتالیایی میشد. 

ناپلئون  در جوانی بدلیل بیکاری و فقر به دانشکده افسری رفت و استادان او دانشمندان و ریاضی دانان بزرگی مانندلاپلاس بودند نخست در مارسی افسر ارتش بود و هنگامی که انگلیسی ها قلعه تولون را در بندر مارسی اشغال کرده بودند او با شجاعت و دلیرانه به شدت قلعه تولون را سرکوب کرد او در جنگ تولون فرمانده جنگ نبود و فقط فرماندهی یکی از دسته های چند صد نفری ارتش را بهده داشت ولی بدون اجازه گرفتن از فرمانده ارتش و بدون ترس از (اعدام) این حرکت را انجام داد

 در ۲۶ سالگی و زمانی که انقلاب فرانسه پیروز شده و حکومت جدیدی بر پایه خواسته های مردم شکل گرفته بود از سوی رهبران انقلاب فرانسه مامور حفظ نظم و ایجاد حکومت نظامی در پاریس شد.


در سال 1796 اتریش به المان و شمال ایتالیا حمله کرد و انجا را از دست فرانسه خارج نمود که موجب عصبانیت شدید مردم فرانسه شد(اتریش به این دلیل این کار را کرد چون حکومت جدید فرانسه بدلیل تازه تشکیل شدن قوای نظامی قدرتمندی نداشت و اتریش از این موقعیت سو استفاده کرد) در این زمان بود که ژنرال ناپلئون دی بوناپارت با ارتشی حدودا 20000 نفر به شمال ایتا لیا حمله ور شد و در جنگ های لودی(Lodi)و ارکول(Arcole) به شکل هنرمندانه ای ارتش اتریش را شکست داد که چند برابر او بودند و انها را تا دروازه های وین(پایتخت اتریش) عقب راند و تاپایان سال 1796 شمال ایتالیا و قسمتی از خاک اتریش را تصرف کرد.

 در این زمان بود که شکوه و عظمت ژنرال فرانسوی را در اغوش گرفت او به چنان قهرمان و الگوی افتخاری برای مردم فرانسه تبدیل شد که حکومت مرکزی مجبور شد او را تام الاختیار کند.


در سال 1798 به مصر رفت و حکمت مصری ها که در دست پادشاهان مملوک بود در جنگ اهرام ثلاثه(Pyramids) بیرون اورد ژنرال تصمیم داشت به سمت هند برود و خاور میانه برود اما نیروی دریایی او بدست هوراسیو نلسون فرمانده نیروی درایی بریتانیای کبیر در دریای نیل نابود شد. علت آمدن نیروی دریایی بریتانیا به نیل این بود که انها فکر میکردند ناپلئون قصد دارد با نیروی دریایی خود از سمت غرب دریای مدیترانه و سپس اروپای مرکزی را دور زده و به بریتانیا حمله کند بدین ترتیب نقشه های ناپلئون در مورد حمله به هند و خاورمیانه هم لغو شد .

او در سال 1800 به مصر بازگشت. . . در بازگشت به فرانسه با کمک دو برادر خود لوسین و ژوزف مجلس را منحل کرده و خود را امپراتور نامید.

او پس از بازگشت دید که اتریش هوس کرده دوباره ایتالیا را تصرف کند به همین دلیل درنبرد اتریش (Austuritlz) به اتریش و متحد او یعنی روسیه شکست سختی وارد کرد. در همین زمان بود که دوره صلحی در اروپا رقم خورد و تا سال 1805 اروپا در اسایش بود و در این زمان ناپلئون به بازسازی خرابی ها و تعمیر خسارت های جنگ های گذشته پرداخت.


 او در سال 1805 به اروپا اعلان جنگ داد و هلندو بلژیک قسمتی ازپروس، سوئیس و قسمتی از اتریش را ضمیمه خاک فرانسه کرد و با 500000 هزار نفر عازم روسیه شد و در جنگ بورودینو (Borodino) روسیه را شکست داد.

 اما وقتی به مسکو رسید دید که روس ها اذوقه ها و شهر را سوزانده و فرار کرده اند امپراطور نتوانست زیاد در انجا بماند. زیرا اذوقه و وسایل گرمایی کمی وجود داشت او با خفت عقب نشینی کرد و سربازان قدیمی که در جنگ ها ی بسیاری در رکاب او میجنگیدند مردند و از ان 500000 هزار نفر فقط 13000 نفر باقی ماند در این زمان روسیه و اتریش و پادشاهی ایتالیا که حکومتی مستقل در جنوب ایتالیا بود و پروس و سوئد با هم متحد شده و ارتشی بالغ بر 1 میلیون نفر را تشکیل داده و ناپلئون را در دشت لایپزیک در نزدیکی شهر برلین پایتخت پروس(المان قدیم) شکست دادند و او را به جزیره البا واقع در جنوب فرانسه در نزدیکی کرزیکا زادگاه ناپلئون تبعید کردند .

او پس از 10 ماه در انجا ماندن فرار کرد و به سوی پاریس حرکت کرد تا حکومت را دوباره پس بگیرد در راه امدن به پاریس یکی از ِژنرال های سابقش که به خدمت دولت جدید در امده بود سد راه او شد تا اورا گرفته و به پاریس تحویل دهد یا بکشد.

 فقط چند دقیقه مانده تا شروع جنگ فریادی به گوش رسید این فریاد بناپارت بود که گفت صبر کنید او جلوی سربازان سابقش امد و پیراهنش را پاره کرد و گفت من امپراطور شما هستم ایا کسی هست که بخواهد امپراطورش را بکشد. در همین زمان بود که خون سربازان به جوش امد و اسلحه هایشان را انداخته و فریاد زنده باد امپراطور سر دادند .

او سپس حکومت را پس گرفت در این موقع کشور های اروپایی پیامی دادند که متن ان اعلان جنگ بود شعار انها این بود ما با فرانسه جنگ نداریم بلکه با ناپلئون جنگ داریم تا او زنده است ما نمیتوانیم با اسایش بخوابیم اما مردم و مقامات فرانسه از ته دل به امپراطور عشق می ورزیدند نه تنها او را تحویل ندادند بلکه از او حمایت کرده و منتظر بودند تا امپراطور به انها دستور بدهد.

 در این موقع بریتانیایی ها ارتشی بالغ بر 80000 نفر را به فرماندهی ارتور ولزلی(دوک ولینگتون) که فرماندهی بسیار شجاع بود عازم شمال فرانسه در منطقه واترلو کردند و پروس ها هم به فرماندهی امپراطورشان گبهارد فان بلوشر که تعداد انها حدودا 87000 نفر بود به سمت بلژیک حرکت کردند تا با ارتش ولینگتون ادغام و با اتحاد ناپلئون را شکست بدهند.

 در این زمان بناپارت ارتش فرانسه را که حدودا 120000 هزار نفر بودند را به سمت بلژیک راند تا مانع از ادغام دو ارتش بریتانیا و پروس شود او موفق شد این کار را انجام دهد و در لینی(Ligny) ارتش پروس را در هم شکست .

از ان 87000 هزار نفر فقط 30000 نفر باقی ماند (بفیه کشته زخمی و فرار کردند) ولینگتون که این خبر را شنید با نا امیدی در مناطق مرتفع موسوم به مون سن ژان (mount sainte jean) در کنار زمین های زراعی و خانه کشاورزان انجا سنگر گرفت .

 ناپلئون که پروس را شکست داده بود و از پروس ها فقط 30000 نفر بافی مانده بودند گریخته و به طرف شمال رفتند .ناپلئون یکی از ژنرال های خود را به نام گروشی(Grouchy) را برای تعقیب انها فرستاد و تاکید کرد تا نابود کردن انها از تعقیب دست نکشند و با خیال راحت به سمت واترلو رفت تا ولینگتون را شکست دهد اما شب قبل از جنگ باران شروع به باریدن گرفت و حرکت و شلیک توپ ها را با مشگل بزرگی روبه رو کرد زیرا باروت خیس کار نمیکند و خراب میشود.


ادامه مطلب

نوع مطلب : چهارشنبه خاتون  تپه شیزر  شعبان بابا اولادی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  جشن انگور  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  الموت  رودبار ؛ مراغی ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاهنامه ارزشمندترین اثرتاریخی و حماسی ایران زمین

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-11:30 ق.ظ

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی  و غزنویان به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و و گنجینه واژگان و ادبـیات فارسی است. سراینده ی توانای شاهنامه ، فردوسی بزرگ که ایران و ایرانی سخت مدیون تلاش های اوست ،در وطن دوستی سری پر شور داشت و به ایران، داستانهای کهن،  تاریخ و فرهنگ ، باور ها و جشن ها و آیین های  قدیم دیگر آن  عشق می ورزید. 

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است.


 شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند. 


اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. 

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. 

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد. 

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد. 
زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. جنگ کاوه و ضحاک ، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند. 

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. 
زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزش های عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند. 

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است. پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس از این دسته اند. 
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است. 
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. 

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد. 

بیشتر داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند. 

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است. 
تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم توس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است. 


موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند. 

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفی های پنهان و آشکار، انواع جناس ، سجع و آرایه های دیگر تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد. 
اغراق های استادانه، تشبیه های حسی و نمایش لحظه های طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است. 

نخستین کتاب نثر فارسی کتاب  شاهنامه است  که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد،  و به همین دلیل به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است. 


افزون بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد. 

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی توسی به نظم در آوردن داستان های ملی ایران را شروع کرد. دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد. دقیقی  به دستورنوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.
 او هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود کهدرحدود 367 یا 369  ق. برابر با 356 یا 358 خ. 946 یا948 م. به دست نوکر خود کشته شدو بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود. بنابراین فردوسی هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد. 
کتاب خدای نامه  و دیگر متن های پهلوی و اوستایی و...از منابع شاهنامه هستند.

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست  تازیان (اعراب )است .


شاهنامه به سه دوره اساطیری ، پهلوانی ، تاریخی تقسیم میگردد.. 



دوره اساطیری :


این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد.

 کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد. 

در این عهدبیشتر  جنگ ها ، جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. 
برخی گفته اند:
 منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند.

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود. 


دوره پهلوانی :


دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود. 

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، توس، بیژن، سهراب و ...ظهور می کنند. 

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، اشو زرتشت پیامبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود. 
مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد. 


دوره تاریخی :
 

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند. در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. 

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از تاریخ ایران - تاکستان ( سیادن )

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-07:44 ق.ظ

آنچنان كه در كتیبه پئوتین گرایا نیز ذكر شده است نام قدیم تاكستان، سیادن بوده و به همراه ساوه از شهرهای آباد و مهم عصر هخامنشی بوده است .

این کتیبه در غرب کشور کشف شده و هم اکنون در موزه شهر وین پایتخت اتریش نگهداری می شود.


خوشبختانه این نام تا كنون حفظ شده، و هم اكنون نیز سیادن خوانده می شود.


 دربــاره وجه تسمیــه كلمه سیــادن  siyaden  نظریه های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود:


1- «سیادن كه در برخی از نوشته ها بصورت سیاده یا سیاه دهان یا سیادهان یا سیادهن ثبت شده است از نام سنگی به نام «اَبی سی دین»[1] كه هزاران سال پیش و به روایتی در حدود 12000 سال پیش در این منطقه یافت و استخراج می شده است، گرفته شده و در طول زمان بصورت سیادِن درآمده است.»[2]


2- «در گذشته های دور قبیله ای مشهور به قوم سا از پیروان كیش بلقیس به عللی از كیش او دور شدند، و ... سیل به اقامتگاه آنها هجوم آورد و تمامی خانه و كاشانه ی آنها را ویران نمود و تمام مردمش را نابود كرد اما عده ای از آن قوم كه در نقاطی دیگر مسافر بودند از حادثه جان بدر بردند ولی از موطن خود آواره شدند و شكایت آوارگی خود را به نزد پادشاه وقت ایران بردند و به دستور وی در سرزمینی كه امروزه تاكستان نامیده می شود، ساكن شدند. آنها اسم قوم خود را بر این سرزمین نهادند و نام آبادی را كه بوجود آورده بودند ساده نامیدند كه در زمانهای بعدی به واسطه ی محله های بسیار كلمه جمع سادهان معروف شد و بعدها سیادهن خوانده شد.»[3]


3- «سیادِهِنْ بر وزن رودهن: سیادهِن ْبه دلیل وجود دشت های سرسبز و جنگل های فراوان آن به این نام خوانده شده است چرا كه از دور سایه سار جنگل های آن به سیاهی می نماید و سیادِهِنْ به معنی دماغــه و دهــانه ی سیاه و تنها یك شهــر در ایــران همانند سیادهن اسـت وآن رودهــِن می باشد.»[4]


4- در نقشه هایی كه قلمرو دولت ماد در قرن های نهم تا هفتم پیش از میلاد نشان می دهد (نقشه صفحه بعد) در محــدوده ی سرزمین تاكــستان امــروزی، نام چند دژ مهـم به چشــم می خورد مانند سیبار، ساپاردا آندارپاتی آنو،بیت ساگبت، بلیان، خارخار و ... كه امروزه اثری از آنها نیست اما ممكن است سیادن از سیبار و اسفرورین از ساپاردا گرفته شده باشد و در طی زمان به صورت كنونی درآمده باشد، كه از تخصص نگارنده بیرون است و شایسته است كارشناسان علم اِتِمالوژی و واژه شناسی در این باره پژوهش نمایند.


5- «بنا به دستور داریوش كبیر جهت ارتباط ملت ها و سهولت عبور و مرور و ارسال كالاها، در سراسركشور چاپارخانه ساخته شد و در هر چهار فرسنگی قرارگاههایی جهت استراحت و تعویض اسب ساخته شد و اگر آبادی نبود، بنایی به نام دژ می ساختند مانند میمون دژ، سپیددژ، دریدژ و كهن دژ و ... و متصدی آنرا دژبان یا دژدار می خواندند و چندین دژ به فرماندهی یك نفر به نام ساتراپ اداره می شد.

   چون دریدژ كه مركز اولیه تاكستان بوده در مسیر سه راه ایدژ، آدژ و قلعه دژ قرار داشته به همین خاطر به سه دژ موسوم گشته است. و در طول زمان به سه دژان معروف و پس از یورش اعراب و رایج شدن خط عربی به جای فارسی، حرف (ژ) منسوخ شده و بجایش حرف (ه) بكار رفت و سه دژان بصورت سه ده یا سه دهن یا سه دهان یا سیادهان و ... درآمده است»[5] 

این نظریه صحیح نیست زیرا در كتیبه پوئین گرایا[6] كه مربوط به دوره هخامنشیان است، نام قدیمی تاكستان را سیادن ثبت شده است. در این كتیبه درباره ی تاكستان (سیادِن پیشین) آمده است: «سیادِن و ساوه از شهرهای سرسبز شمال فلات ایران است»


6- برخی از كهنسالان و پیران منطقه، سیادن را به دیوی با دهانی سیاه (سیاه دهن) كه در این ناحیه زندگی می كرد، مربوط می دانند.

 این باور با توجه به اینكه ایرانیان باستان، دشمنان خود را دیو می خواندند شایان توجه و بررسی است.

 


 7- برخـی نیز می گویند كه در گذشته زنـــان منطقه جلـوی دهــان خـود را با پارچه سیاهـی،می گرفته اند كه به سیاه دهن مشهور شده اند و نام سیادن را با آن مربوط می دانند.

 این باور صحیح به نظر نمی رسد. چون این پوشش به باورهـای افراطی دوره صفویه و قاجاریــه مربـوط می شود و با توجه به سابقه تاریخی تاکستان، مردود است و در گذشته های دور نیز چنین پوششی در تاریخ ثبت نشده است.

 

                                                          - بر گرفته از کتاب تاریخ و فرهنگ تات



1- سنگ ابسیدین محور كهن ترین مبادلات تجاری و فرهنگی و تكنولوژی در قاره آسیا بوده و برای ساختن ابزار به كار می رفته است، معادن این سنگ در نقاطی از ایران مانند: تاكستان، ارومیه، ساوه و بصیران و در تركیه: اطراف دریاچه وان، حوزه مدیترانه، آناتولی مركزی قرار داشته است.

2- علی محمد علیخانی، جستاری در زبان وادبیات تاتی ص 141

3- شادروان حاج میرزا علی محمد طاهری از نخستین معلمان تاكستان، دست نوشته های وی در (خاطرات یك آموزگار)

4- پروفسور آساتوریان عضو هیئت علمی دانشگاه های ارمنستان

5- علی محمد، طاهری، بیوگرافی دربدژ، 1337

6-  كتیبه ی پوتین گرایا: این كتیبه مربوط به 2300 سال پیش یعنی امپراتوری بزرگ هخامنشی می باشد كه به زبان یونانی نوشته شده است و اینك در موزه شهر وین پایتخت كشور اتریش نگهداری می شود. این كتیبه به وسیله ی آقای ویلهم توماشك به انگلیسی ترجمه شده است.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  نوازنده احسان طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   جهان  الموت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نژاد ها و زبان ها ی ایران

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-08:23 ب.ظ

پیش از ورود و استقرار آریایی ها،‌ نژادهای بومی ای در ایران زندگی می كردند. از جمله این نژادها می توان به نژادهای مدیترانه ای، ‌استرالیایی،‌ نگرویی و حامی اشاره كرد.

 اقوام عیلامی،‌ كاسی،‌ لولویی،‌ كادوسی و تپوری از اقوام مربوط به این نژادها بودند. 

ورود اقوام بیگانه مانند اقوام هند و اروپایی،‌ سامی،‌ عبری،‌ تورانی،‌ گرجی و چركسی ، (تازی ، عربی) ، مغول و ترکمان موجب افزایش تعداد نژادها در ایران شد.

 

در حال حاضر علاوه بر اقوامی كه به زبان فارسی ( فارسی نو با لهجه های یزدی ،کرمانی،تهرانی ،مشهدی،و....)صحبت می كنند، گروه های نژادی دیگر از نظر زبانی كه به آن تكلم می كنند به شش دسته تقسیم می شوند:

 ترکمانان :

 این مردمان بیشتر در شمال استان خراسان و شرق استان مازندران زندگی می كنند و از نظر شكل ظاهری شبیه به مردم چین و مغولستان هستند و در واقع از بقایای مهاجمانی كه پیش از این به ایران حمله كرده اند،‌ هستند.

تركمنان علاوه بر اقامتگاه های دایمی دارای خیمه هایی هستند كه هنگام كوچ برپا می كنند. طوایف مهم تركمنان شامل كوكلان و یموت (شامل تیره های جعفربای و اتابای) می شوند.

ترک زبانان :

ین مردمان در بیشتر نقاط ایران پراكنده اند و بیشتر در منطقه آذربایجان زندگی می كنند. 

بیشتر ترک زبان ها ایرانی و از نژاد سفید ،جوگندمی و سبزه هستند،اما به دلیل سلطه ی قبایل ترک درایران و ارتباط با آنها و... زبان آنان از آذری پهلوی به  تركی تغییر یافته است. آنان از شاخه های اصیل آریایی هستند كه در طول تاریخ بر اثر آمیزش با تركان عثمانی، ترکان مغول ، جغتایی، آلتایی و غز و تیره های گرجی و قفقازی تغییرات زیادی در زبان آنها ایجاد شده است.


 ایلات ترك زبان :

قشقایی ،‌ ایل سون (شاهسون) ،‌ ارسبارانی و خلخالی.

 برخی قشقایی ها را از طوایف مغول و برخی از طوایف قدیمی آسیای صغیر (خلج) می دانند. اجداد قشقایی ها در ابتدا در قفقاز زندگی می كرده اند.

تیره های مهم قشقایی عبارت است از: كشكولی ،‌ دره شولی و شش بلوكی هستند. 

قشقایی ها در فارس سكونت دارند.

ایلات خمسه كه در این ناحیه زندگی می كنند اینانلو،‌ بهارلو و نفر هستند.


 

کرد  ها :

نژاد كرد كه تعداد آنها حدود پنج میلیون نفر تخمین زده می شود در ایران،‌ عراق، ، سوریه ،تركیه و قفقاز زندگی می كنند.

 در ایران بزرگ ترین مركز تمركز كردها اردلان است كه شامل آذربایجان غربی و كردستان است.

 زبان کردی به همراه زبان تاتی ، باز مانده ی  زبان مادی است كه  از تیره هند و اروپایی  منشعب می شود.

طوایف كرد عبارتند از:  مكری ،‌ گوران ،‌ كلهر ،‌ سنجابی ،‌ قبادی ، زعفرانلو ، شادلو


لرها :

لرها در غرب رشته كوه های زاگرس و جنوب كردستان زندگی می كنند .

طوایف مهم لر عبارتند از: سگوند،‌ ممسنی،‌ لك، عشایر كهكیلویه و بویراحمد و بختیاری ها.

بختیاری ها ایلات كوچ كننده ای هستند كه از نظر تعداد افراد كوچ کننده در ایران مقام اول را دارا هستند.  بختیاری ها به دو ایل بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شوند.

 همچنین به چند تیره مانند دوركی، باباوی، راكی،‌ بختیاری وند، دنیاران، بانكی و ... تقسیم می شوند. 

 

عرب زبانان :

 عرب زبانان در خوزستان و ساحل و جزیره های خلیج فارس ساكنند.

اینان بر اثر مجاورت با كشورهای همسایه ی عرب زبان، پیوندهای نژادی و زبانی با آنان دارند.

 از ایلات عرب می توان به بنی طرف، بنی كعب، آل خمیس،‌ آل حمیر،‌ آل كثیر، صابیان،‌ بنی صالح و بنی تمیم اشاره كرد.


بلوچ ها :

اگرچه بیشتر بلوچ ها در بلوچستان ساكن هستند،‌ اما تعدادی از آنها نیز در سیستان، كرمان و كشور پاكستان زندگی می كنند.

بلوچ ها به شیوه های مختلف امرار معاش می كنند.

 طوایف مهم بلوچ عبارتند از:

یاراحمدزایی ، میرعبدی  ، نارویی ، ریگی ، مارانی  ،  مرادانی. 

آنان ازباز مانده های بلوچ های باستانی براهویی هستند كه با ورود آریایی ها، به جنوب شرقی ایران رانده شدند.

به دلیل ناکافی بودن ،این نوشتار ،شایسته است ،خوانندگان گرامی به توضیح کوتاه زیر توجه نمایند:

افزون برمردمانی که به زبان ها ی یاد شده سخن میرانند ، مردمان دیگری هستند، که دارای سابقه سکونت کهن تر و زبانی بسیار قدیمی به درازای تاریخ ایران زمین دارند،و به زبان های دیگری ، چون تاتی (مادی) ،گیلکی ،مازنی ،تالشی، مراغی و ... سخن می گویند.

 زبان های یاد شده، در این تقسیم بندی  به دلیل نزدیکی آوایی و واژگانی به فارسی نو ،در گروه زبان فارسی منظور شده اند.

اما از نظر قدمت تاریخی و داشتن واژه های اصیل وکهن و نیز شاخصه های دانش زبان شناسی ، زبان های اخیر جزو زبان های باستان و در گروه مادی  قرار می گیرند.



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  تمدن های باستانی ایران  انگور  انگور درختی دارویی  ترانه های ملی  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  واژه ی سیادن - سیادنیج  روستای خروزان  قرقسین  روستای قرقسین  سوری  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه های باستانی تاکستان  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  پیر  بقعه پیر  حنفیه  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  سایكل توریست  مراسم برداشت انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  ایران جهان  جهان  ایران  الموت  رودبار ؛ مراغی ها  استان آذر بایجان شرقی  انگور - کریم خان زند  انگور - کریم خان زند  کتیبه ی پئوتین گرایا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گویش تاتی تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-04:48 ب.ظ


«تاتی تاكستان یكی از گویش های بسیار قدیمی و پیشینه دار است. این امر با توجه به پیشینه تاریخی این گویش و نزدیكی ساختمان نحوی و آوایی آن با زبان های كهن ایرانی مانند پهلوی و فارسی باستان و مادی، قابل اثبات می باشد.»


«گویش تاتی تاكستان كه خود، لهجه های متعددی چون اشتهاردی، رامندی، چال (شالی) و غیر اینها را دارد، از گروه شمالی زبانهای غربی است»از این نظر با زبانهای فارسی باستان و مادی و فارسی میانه و پهلوی كه متعلق به دسته غربی می باشد، در پیوند است.


پروفسور هنینگ درباره ی زبان های باستانی آذربایجان می نویسد:

«لهجه ی تاکستانی از جهتی با سمنانی و از جهتی با تالشی شبیه است. بعضی گمان کرده اند که لهجه ی زازا که لهجه ای از زبان کردی است و شبیه تاتی و تالشی می باشد از لهجه های مردم کوه نشین دیلم بوده و بعداً به مغرب رفته است. بنابراین می توان هرزنی، گرنیکانی، خلخالی، تالشی، زازا، تاکستانی و سمنانی را یک رشته از زبان ها و لهجه های پیوسته شمرد که از طرفی با لهجه های دیگر سواحل دریای خزر و از سویی دیگر با لهجه های مرکزی ایران ارتباط می یافته است».

(دیگر اینكه زبانهای ایرانی دوره باستان تماما تركیبی (تصریفی)  synthetic    بوده اند) و كم كم حالت تركیبی خود را از دست داده، به صورت تحلیلی    analytic   درآمده اند، لیكن   تاتی تاكستان   هنوز به صورت یك زبان كاملا تحلیلی درنیامده است، زیرا اسم و صفت و ضمیر، برخی از حالتهای هفت یا هشتگانه را حفظ كرده، دارای جنس مذكر یا مؤنث نیز می باشند.

«مادها، قومی بوده اند، آریایی، ساكن شمال و مغرب ایران و تاكستان از نظر جغرافیایی ناحیه ای بوده كه در مركز ماد سفلی قرار داشته است.»

بنابراین می توان گفت كه مادها كه «هرودوت مورخ یونانی آنها را به شش طایفه پوز، پارتاسن، استروخات، بودین،آریزانت و مغ تقسیم كرده است»در این ناحیه سكونت داشته اند و به زبانی تكلم می كرده اند كه امروزه به زبان تاتی، مشهور است.

«واژه های  [speak] سگ»، [zan] «دانستن» و [asp] «اسپ» كه هـر سـه مـــادی هستنـد   در تـاكستـان بــه صـورت ] [aspe و ] asbe [ «سـگ» و ] bÖzÖn [ «دانـــا»،] bÖzÖnastan [  «دانستن» و] [asp و] [asb «اسب» بكار می روند .»



                                                                                                   برگرفته از کتاب:    تاریخ و فرهنگ تات



نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  میرزا عباد اله شقاقی  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  تپه باستانی خندا  حنفیه تاکستان  حنفیه تاکستان  حنفیه تاکستان  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری کارگردان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتیبه ی داریوش بزرگ

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-10:01 ق.ظ

داریوش بزرگ از پادشاهان نامی هخامنشی ،کشور ایران و ایرانیان را به خداوند بزرگ می سپارد واز او در کشورداری یاری می جوید و آرزو می کند که خداوند ایران را از شر و بدی دشمن (یعنی نادانی وحماقت ،گرگ وخائنی که در شکل میش ودوست درآمده است و بر ریشه های درخت تنومند وطن تبر میزند،سپاهیان دشمن که قصد اشغال وطن دارند)،ازخشک سالی و ازدروغ نگه دارد...

داریوش بزرگ در یکی از کتیبه های بر جای مانده از دوره هخامنشیان چنین میگوید :

=  اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی مرا یاری کناد!
    این کشور را اهوره مزدا از دشمن ،از خشک سالی، از دروغ محفوظ دارد.
    به این کشور نیاید نه دشمن ،نه خشک سالی ،نه دروغ.
    این را برکتی از اهوره مزدا با خدایان خاندان سلطنتی در خواست می کنم.
    این را به من برکتی اهوره مزدا با خدایان سلطنتی بدهاد!   =


نوع مطلب : استان اذربایجان غربی  اردبیل  نو روز  روستای خیارج  استان آذر بایجان شرقی  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران  تمدن های باستانی ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استان مرکزی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 21 فروردین 1393-08:24 ب.ظ

مركزی

به این ناحیه در قدیم عراق عجم می گفتند. 19% از زمینهای استان قابل كشت 57% مراتع و مابقی غیر قابل كشت  می باشند. غلات- حبوبات- دانه های روغنی و سیفی جات از جمله محصولات آن می باشد كه مقداری از آن به خارج از استان صادر می گردد. ماشین سازی اراك- آلومینیوم سازی- هپكو- كابل سازی كمباین سازی و... از جمله صنایع این استان بشمار می روند. غار قلعه جوق- آتشكده وره (آشتیان) آتشكده خورهه در محلات و مسجد جامع ساوه از آثار باستانی استان می باشند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هتل 4 ستاره ی بغدادی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:پنجشنبه 14 فروردین 1393-08:44 ق.ظ

هتل 4  ستاره ی بغدادی baghdadi Grand Hotel:
هتل رستوران بغدادی با ظرفیت 200 تن درسرتاسر روزهای سال آماده ی ارایه خدمات و سرویس دهی به میهمانان گرانقدر ایران زمین می باشد و خوراک های اصیل وخوشمزه ایرانی سرو می نماید.
هتل بغدادی دارای دو تالاربزرگ به ظرفیت 600 تن آماده ی پذیرایی از میهمانی های بزرگ چون جشن عروسی ،مراسم عقد و ....است .
بخش اقامتی هتل دارای 62 اتاق، 10 سوئیت رویال،دو رستوران ایرانی و فرانسوی،کافی شاپ،کافی نت،سالن کنفرانس،لابی بزرگ و رستوران سنتی،استخر،سونا،جکوزی،زمین تنیس و....است.


هتل بغدادی بزرگترین و مدرن ترین هتل رستوران شهرستان تاکستان است.



نوع مطلب : شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  استان اذربایجان غربی  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل  اردبیل 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترانه های ملی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:چهارشنبه 28 اسفند 1392-07:24 ب.ظ

ترانه های ملی:
ترانه های ملی از جلوه های ذوقی و آفرینش های ادبی  قوم های ایرانی است .این ترانه ها زاییده اندیشه و ذوق هزاران انسانی است که دراین آب و خاک فراز و نشیب های تاریخی را در طی قرن های متمادی دیده وشنیده اند و غم ها و شادی های آنها در جلوه هایی خیال انگیز و گاه بی مانند هنری باز تاب یافته است.
 در ایران زمین ، بررسی و تحقیق پیرامون ترانه های ملی سابقه ی چندانی ندارد و بیش از یک قرن نیست.این ترانه ها در تذکره ها و دیوان ها جایی نداشته و ذهن تاریخی نسل ها و سینه های مردم گنجینه  ی ضبط و نگهداری و انتقال آنها بوده است.
سروده های آهنگین که در حوزه فولکلور وارد شده  ، جزو ترانه های ملی است.استاد بهار این شعر را شعر ملی کهن  و صادق هدایت نویسنده و مترجم و داستان نویس زبر دست و صاحب شاهکار بوف کور آنرا اوسانه نام نهاده است.
از تجربه بزرگان معاصر در شعر فولکلوریک،برای نخستین بار می توان استاد بهارنام برد که شعر بزک نمیر بهار میاد را سرود.پش از وی استاد احمد شاملو  منظومه ی پریا و قصه ی دخترای ننه دریا را سرود که از شاهکار های اوست.در شهرستان تاکستان نیز می توان به اشعار فولکلوریک علی پدرام بانام آوای تات ،  شَادروان محمد حسین طاهری و منظومه آهای وارون و ....اشاره کرد.



نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگور - کریم خان زند

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 26 اسفند 1392-12:01 ب.ظ

انواع انگور در دوره ی کریم خان زند :
نامی ترین انگور های ایران زمین در دوره زندیه عبارت است از :
شاهانی ( Shahani ) ، یاقوتی ( Yaghoti )  ، بیدانه قرمز ( Bidane ghermez )  ، شصت عروس سیاه و سرخابی  ، (  SHaste arose Siya wa Sorkhabi ) ، خلیلی (  xalili )  ، بیدانه سفید ( Bidane Sefid ) ، فخری  ( Faxri )  ، ریش بابا  ( Rish Baba   ) ، عسکری  ( Asgari  ) ، الغی سیاه و سفید ( Ologi Siya wa Sefid )  ، شیرازی ( Shirazi  )  ، رازقی  (  Razegi   ) ، نباتی ( Nabati  ) ، مثقالی  ( Mesgali  ) ، مادربچه ( Madar Bache )  و......
                                                                                                                                                           برای آگاهی بیشتر به کتاب  رستم التواریخ  مراجعه کنید


نوع مطلب : تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  جلد کتاب سایکل توریست  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  جهان  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  سایكل توریست جلد کتاب  اکبر رحمانی گردشگر  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  مراسم برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  موسیقی تاتی  برداشت انگور  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  جعفر نقال مستند دانلود  موسیقی  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  بیوگرافی بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  نویسنده قاسم طاهری  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  دانلود مستند موسیقی تاتی  پیر  بقعه پیر  بقعه پیر  حنفیه تاکستان  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  دشت خنداب تاکستان  تپه باستانی خندا  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه باستانی  میرزا عباد اله شقاقی  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا گردونه مهر  گردونه مهر  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  جشن انگور تاکستان  زبان تاکستان  یلدا  داستان های تات  داستان های تات  داستان های تات  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  چهار شنبه  شب یلدا  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ های انگور تاکستان

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1392-08:51 ق.ظ

باغ های انگور تاکستان : از گذشته های دور درشهرستان تاکستان به دلیل گستردگی باغ ها ،تنوع در نو ع وکیفیت انگورها،طرز کشت آن و پراکنندکی جغرافیایی تقسیم بندی هایی به نام پند یا بند صورت گرفته است.این کار به آن جهت بوده است که کشاورزان و باغداران به راحتی مسیر ومنطقه باغ یا کشتزار خویش را تشخیص دهند و یا در صورت نیاز به دیگران معرفی نمایند. افزون بر آن محصول به دست آمده را از نظر کمی ،کیفی و نوع آن مشخص نمایند.ونیز دسترسی به آب ،نوع خاک و....
برهمین اساس پند قرق :یعنی باغ های منطقه ی قرق -پنددلاور:یعنی باغ های منطقه دلاور و......
نامی ترین نواحی باغی تاکستان:
قرق ( qoroq ):منطقه ای از باغهای بسیار مرغوب تاکستان که در ناحیه جنوب باختری قرار دارد.درختان آن دربرابر سرما کمتر آسیب می بینند.انگور آن زردطلایی و بسیار خوش مزه است.
چمنون  (Chamanon ): چمن زار ها ،باغ های در مسیر قرق با انگور های خوش طعم که از قدیم به شکرپاره مشهور بوده است.
رویابار (Ruyabar ):رودبار ،درمسیر این باغ ها
،همواره رودی یا نهری در مسیر حرکت باغداران و چارپایان آنها جاری بوده است.
لرگه ( Loge ):نخستین باغ هادر ابتدای را ه اک .درگذشته ایل های لر در همین ناحیه اتراق داشته اند.
پسبند (Pasband ):پساز باغ های لرگه ورویابار وشرشرک قرار دارد و نواحی اطراف پل دوم جاده اک
شرشرک (Shorhsorak ):باغهایی بالاتر ازمنطقه رویابار
، آبشار کوچک یا نهری داشته که آب آن ازبلندی به پایین سرازیر می شده وصدای زیبای شرشر آن به گوش می رسیده است.
عسلک (Asalak ):عسل کوچک ب
،اغ هایی که در نواحی جنوبی تاکستان است .انگورهای دانه ریز آن چون عسل شیرین است.
چل قونبون ( Chel gombon ):چهل گنبدان:به منطقه مسکونی یا بنای تاریخی اشاره دارد که گنبد های زیادی دارد. امروز از آن بناها اثری نیست اما هنور هم این نام بخشی از باغها را معرفی میکند.
پند یایتخت :پایتخته رزون
  ( payetakhte Razonباغ هایی درابتدای جاده خرم ابادکه به باغ های پایتخت مشهور است.و ان به این سبب است که شاه عباس بزرک صفوی در یکی از سفرهای تفریحی خود مدتی دراین منطقه اردو زده و به شکار وتفریح پرداخته است .
و نیز باغهای منطقه ی : اکه را ( Ake ra )، دیارراه ( Dor Rah )، خرامباده را  ( Khorambade ra )، شرراه ( Shar rah )، ملک آلا ( Maleke ala )، اصغر حویه  (Asghare Hoyye )، دلاوربند  (Delaware band )کلی رزون  (Kalli Razon )، فنی رزون  (Feni Razon )، ا ل له جار ( alale Gar )(آلاله زار،لاله زار )  ،پنبه جارون (  Panbe Garon)(پنبه زار)، شش داغون ( SHesh Daghon )، سنگه زمین (Sange Zemin )، نرگه را ( Narge Raسرآسیا  (Sar Asia )، خندا دشت  GHanda Dasht )، تپی ور (Tappi Warجنگل حویه (Gangale Hoyye )، خربزه جالیزگاه (KHarboze Galizgah ) ، ده بند(Dah Band شاقلی زمین( SHagoli Zminخروش پند ( Kharosh Pandقنبر پند(Gambare Pand )، حسن پند(Hasane Pand )،  ( فتح اله پند  PandFatalla  )، روخونی سر( RoKHoni Sar )   ،لاتون (Latton) ، مرم شا تپه( Maram Sha Tappe)  ، سلکه تپه (زلکه تپه ) ( Solake Tappe -Zolake Tappe)  ،اکه چول ( Ake CHol) ، شورجه( Shorge) و ............



نوع مطلب : تپه شیزر  تپه ی باستانی شیزر  شعبان بابا اولادی  پهلوان بابا اولادی  چهارشنبه سوری  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه های تاکستان  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران  رودبار ؛ مراغی ها  ماه های سال در گاهشماری ایرانی  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان  باغ های انگور تاکستان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازی های محلی تاتی

نویسنده :بهمن رحمانی
تاریخ:دوشنبه 5 اسفند 1392-09:24 ق.ظ


بازی های بومی و ملی :
 در فرهنگ وبستر بازی بر اساس نکته های زیر تعریف شده است :                   1- حرکت ، جنبش  ، فعالیت  
2- آزادی یا تعیین حدود برای حرکت و جنبش  
3-  حرکت در جهت تفریح  ، سرگرمی یا ورزش
بازی عبارت است از : مجموعه ی فعالیت های آزاد جسمی یا ذهنی که باعث پر کردن اوقات فراغت و بیکاری فرد می شود و انرژی زائد بدن را به مصرف می رساند و سبب نشاط و خشنودی می گردد.
بازی های بومی : فعالیت هایی که در ارتباط  با فرهنگ  هر قوم ،  نژاد و ناحیه ای خاص  سرچشمه گرفته  و رابطه ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با شیوه ی زندگی  ، آداب ورسوم  ، پندار  ، گفتار و کردار آنها دارد .
بازی های محلی : این بازی ها  ، فعالیت هایی است که در اصل ریشه در فرهنگ ملی دارد و در اثر سفرها یا مهاجرت ها و ...به جای جای ایران زمین رفته و از سوی مردم پذیرفته شده است .
از نظر فروبل frobel بازی وسیله ای مناسب برای سازندگی کودک و نوجوان  در بعدهای گوناگون است و از مهم ترین عامل های  ایجاد هماهنگی رشد و نمو در جنبه های جسمی ،عاطفی  ،ذهنی  ،اجتمایی و روانی   است.
ادوارد گروس Edward Gross معتقداست که : بازی جهت حفظ الگوی اجتمایی  ،موجودیت نظام اجتمایی و اهداف گروهی ضروری است .
در حال حاظر یکی از کابرد های بازی جنبه ی درمانی آن است . بازی افزون بر سرگرمی  ،موجب کاستن تنش های روانی و عاطفی می گردد و عصبانیت و تند مزاجی را تخلیه میکند و مفاهیم اساسی مورد نیاز برای ساخت ذهنی را می آموزد و در سال های درس و مدرسه نیز جنبه هایی دارد :
فیزیکی  ( مانند تناسب اندام  و................. )
ذهنی    (مانند کنجکاوی و ابراز شخصیت و...)
عاطفی (مانندهمکاری تعادل احساسات و.... )
باعنایت به  آثار بازی ها و نیز نکاتی بسیار دیگرارزش و اهمیت بازها بیش از گذشته روشن می گردد اما شور بختانه اولیای تعلیم وتربیت برخی کشور ها از توجه به این مهم غافل بوده و هیچ گونه برنامه ای برای بکارگیری و بهروری از آن ندارند.
بی شک نگارش علمی و موشکافانه این بازی ها و ثبت و احیای بازی های بومی و محلی وانتقال ان به نسل های آتی کاری بس مهم و در جهت حفظ میراث فرهنگی وملی است و می تواندادبیات شفاهی گذشته را  برای آیندگان به یادگار بگذارد و موجب گسترش و اجرای این بازی ها در جامعه شده و هدف های ارزشمند یاد شده را تامین نماید.
برخی از بازی های تاکستان :  دوری نییه doriniye، اختیله وازی axtile vazi ، هلنگه وازی holange vazi ، کرخا  وازی karxa vazi ،قیشه وازی giyse vazi ،تله وازی telle vazi ،چو وازی  cho vazi،لپره  lappare، فله وازی fele vazi ،لیس پس لیس  lis pas lis،چانقار  changar،الکه وازی alehe vazi ،آکش اوکش  akas okas،نشقرا بشقرا  nasgara besgara،خزلتمهxezelatme  الاملاچنگین چللا  alla molla changin challa، دارک darakو.......
برخی از بازی های  تات نشین های رود بار الموت و شهرستان :
حسابلی  hasabli،آغوز بازی agoz bazi ،سینو بازی  sino bazi،کرشکک karaskak ،سنگ چینک sang chinak ،قیش بازی  gis bazi،گل کای gol kay ،آکر دوکر aker doker ،الک دولک alak dolak، باخوس بچک baxos bchak ،چالتوکس chaltoks ،و....
و.........


نوع مطلب : تاریخ سیاسی شهرستان تاکستان  ادوارد گروس  فروبل  زبان تاتی  چهارشنبه بزرگ  چهار شنبه  آداب و رسوم  شب یلدا  یلدا  داستان های تات  جلد کتاب داستان های تات  داستان های تات  دانلود فیلم جشن انگور  جشن انگور تاکستان  آداب و رسوم تاکستان  زبان تاکستان  موقعیت تاکستان  جشن نوروز در تاکستان  صلیب شکسته  سواستیکا  تاکستان قدیم  چلیپا گردونه مهر  چلیپا  گردونه مهر  تپه باستانی  تپه های باستانی تاکستان  میرزا عباد اله شقاقی  عباداله شقاقی  دشت خنداب تاکستان  خندا تپه  تپه باستانی خندا  تپه خندا تاکستان  پیر تاکستان  بقعه پیر تاکستان  بقعه  پیر  بقعه پیر  حنفیه  حنفیه تاکستان  امام زاده حنفیه  تاکستان امام زاده حنفیه  امام زاده حنفیه تاکستان  دانلود مستند موسیقی تاتی  احسان طاهری  نوازنده احسان طاهری  احسان طاهرخانی نوازنده  نویسنده قاسم طاهری  قاسم طاهری نویسنده  قاسم طاهری  نقاش احسان طاهری  احسان طاهری نقاش  بهروز طاهری بیوگرافی  بیوگرافی بهروز طاهری  کارگردان بهروز طاهری  بهروز طاهری کارگردان  بهروز طاهری  جعفر نقال مستند دانلود  دانلود مستند جعفر نقال  موسیقی  موسیقی تاتی مستند  موسیقی تاتی  مستند موسیقی تاتی  برداشت انگور  جشن انگور  کتاب سایكل توریست  سایكل توریست  کتاب تاریخ و فرهنگ تات  تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ تات  مطالب تاریخ و فرهنگ تات  بهمن رحمانی نویسنده  مراسم برداشت انگور  انگور  سایكل توریست جلد کتاب  میرزا یداله شقاقی و ابوالقاسم رحمانی  اکبر رحمانی گردشگر  تپه باستانی کندر  جلد کتاب سایکل توریست  جعفر نقال  تات ، تاكستان ، فرهنگ ، تاریخ  تاریخ فرهنگ  زبان ، داستان زد ، سرگرمی ، بازی ،   ایران جهان  جهان  ایران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2